مواد مخدر در مراسم حج

 

 

بنا بر گزارش ها تنها طی هفت ماه گذشته بیش از هزار نفر به اتهام حمل مواد مخدر به هنگام سفر به عربستان سعودی دستگیر گردیده اند. به گزارش “العربیه ” ، “حمید رضا حسین آبادی ” ، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ایران اعلام کرده است که نیروی انتظامی در فرودگاه ها طی هفت ماه گذشته یک هزارو شصت ونه نفر از متقاضیان حج و زائر کعبه زا به اتهام حمل مواد مخدر بازداشت کرده اند. به گفته وی ، در طول سال گذشته از سیصدو سی و شش نفر ایرانیان عازم عربستان جهت مناسک حج ، حدود هفت کیلو گرم مواد مخدر کشف شده است. طی سال گذشته هفتصدو هشتاد هزار نفر ایرانی برای حج عمره وارد عربستان سعودی شده اند که از این تعداد ، دویست و بیست و سه نفر توسط پلیس سعودی دستگیر شده اند که بنا به گفته پلیس حمل مواد مخدر اتهام یکصدو شصت نفر از این دستگیر شد گان بوده است. بنا براین گزارش ها ، اتهامات برخی از دستگر شد گان در گیری و توهین ، کندن نخ گرده کعبه ، عکس برداری غیر مجاز ، تماس فیزیکی با نامحرم بویژه رد کنار “حجرالاسود” و کشیدن سیگار بوده است.

 

Advertisements
Published in: on October 30, 2009 at 12:16 am  Leave a Comment  

کش موهای چینی؟ حالا می شه فهمید چرا مردم می گن مرگ بر چین؟؟؟

آیا میدونستید جنسهائی که ازچین واردمیشود ازچه مواد آلوده ای ساخته میشود.؟؟؟

ماننداین کشهای موی سرکه ازکاندومهای استفاده شده درجنوب چین ساخته شده وبه قیمت بسیارارزان ارائه میشود

 همانطورکه درعکسها میبیند بعضی صندل های ساخت چین  باعت تخریب بافتهای پوست وبسیاری بیماریهای دیگرمیشود

. این تنهامربوط به کش سرنمیباشد تمام اسباب بازی ها و…. هرچیزدیگری ساخت چین اکثرا آلوده است. لطفا موقع خریدن اجناس ازخریدن اجناس چینی پرهیزکنید. این

 راخودم برایتان ترجمه کردم فکرکردم شاید حوصله خوندن نداشته باشید.

securedownload
securedownload1
securedownload11
securedownload111
BEIJING (AFP) – Used condoms are being recycled into hair bands in southern China threatening to spread sexually-transmitta ble diseases they were originally meant to prevent, state media reported Tuesday

In the latest example of potentially harmful Chinese-made products, rubber hair bands have been found in local markets and beauty salons in Dongguan and Guangzhou cities in southern Guangdong province, China Daily newspaper said.

‘These cheap and colorful rubber bands and hair ties sell well …… threatening the health of local people,’ it said..
Despite being recycled, the hair bands could still contain bacteria and viruses, it said.

‘People could be infected with AIDS, (genital) warts or other diseases if they hold the rubber bands or strings in their mouths while waving their hair into plaits or buns,’ the paper quoted a local dermatologist who gave only his surname, Dong, as saying. A bag of ten of the recycled bands sells for just 25 sen (three cents), much cheaper than others on the market, accounting for their popularity, the paper said.

A government official was quoted as saying recycling condoms was illegal. China ’s manufacturing industry has been repeatedly tarnished this year by a string of scandals involving shoddy or dangerous goods made for both domestic and foreign markets.

In response, it launched a public relations blitz this summer aimed at playing up efforts to strengthen monitoring systems.
_.___

Check your kids hair bands and make sure they do not put them in their mouth while trying to plait or tie their hair.

See below for Chinese Slippers now being sold in Walmart in the US . Hopefully, they are not yet in Zimbabwe ….

REMEMBER THE PAINT ON KIDS TOYS?

This is very true as I heard it in news from one of our local radios here that our govt has to be extra careful on these cheap imports from china. These includes clothes, food, toys, slippers and even glasses because the Chinese are using some strong but cheap chemical in their manufactures. Cheap is becoming expensive and at the same time fatal. I nearly bought one pair of the slippers below for myself last week at the Japanese $2 shop at IMM last week.These slippers are also sold in Walmart , USA and d same av complaints received.
securedownload1111
securedownload11111
securedownload111111
securedownload1111111111
securedownload11111111111
PLEASE DO NOT HESITATE TO PASS THIS MESSAGE TO EVERYONE IN YOUR CONTACT LIST.

 

Published in: on September 3, 2009 at 11:08 am  Leave a Comment  

طرح جالب و زیرکانه روزنامه نسل فردا چاپ اصفهان

تناسب تیتر روزنامه با عکس صفحه اول..........؟؟؟

Published in: on September 2, 2009 at 6:40 pm  Comments (1)  

باز هواپيما/با ترانه/با سقوط هاي فراوان/ميفتد بر بام خانه

باز هواپيما/با ترانه/با سقوط هاي فراوان/ميفتد بر بام خانه

/نوجوانان جودوکار/فرودگاه ها يا چوبه دار؟/يکي مشهد ، يکي قزوين/تاوان تقلب به اسم دين

/اين ها تازه اولش است/خدا خشمگين از اين دولت پست/

باز هم توپولوف حماسه آفريده/ملت را به چشم موش آزمايشگاهي ديده

/باز هم بايد بگوييم روسيه دوست ماست/باز هم بايد برويم پي هولوکاست

armanestan

armanestan

/باز هم بگوييم خواست خدا بو/دباز هم بگوييم قضا بلا بو

د

 

Published in: on July 29, 2009 at 1:23 pm  Leave a Comment  

Hello world!

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!

Published in: on July 7, 2009 at 3:24 am  Comments (1)  

خوشحالی مردم پس از رای آوردن میرحسین

تحریم یا شرکت در انتخابات

خلاصه برنامه میزگرد بی بی سی درباره انتخابات 88 ایران

در این جلسه، یکی از حاضران از مهمانان برنامه پرسید که آیا تحریم کردن انتخابات ریاست جمهوری در حال حاضر دستاوردی دارد یا خیر.

آقای سازگارا درپاسخ به این سوال گفت: “باید دید که به حل مشکلات کشور از چه زاویه ای نگاه کنید. اگر پروژه شما انتقال کشور از یک حکومت اقتدارگرا مثل حکومت فعلی ایران، به یک حکومت دمکراتیک و سکولار باشد، در آن صورت دور بودن و یا نزدیک بودن شما به انتخابات معنی پیدا می کند. برای چنین هدفی، شما باید دو کار انجام دهید، یکی از حکومت فعلی مشروعیت زدایی کنید و دوم اینکه بین نخبگان حکومتی اختلاف ایجاد کنید، که در نهایت منجر به قهر نخبگان جامعه با حکومت شود. گاهی با تحریم با عنوان یکی از اشکال مبارزه مدنی و مقاومت منفی، و گاه با شرکت در انتخابات می توانید این مشروعیت زدایی را انجام دهید”.

آقای سازگارا همچنین در مورد این دوره انتخابات گفت که باید به کاندیداهایی که از فیلتر شورای نگهبان رد شده اند نگاه کرد و دید که، آیا دو قول روشن به مردم می دهند یا خیر . یکی اینکه آیا حاضرند خواستهای مدنی را دنبال کنند یا خیر و دوم اینکه، اگر در این کار به هر مانعی که برخوردند ( مثل مخالفت رهبری)، آیا حاضرند به صورت شفاف و روشن، به مردم گزارش بدهند؟

خانم کدیور در پاسخ به همین سوال گفت:” با تحریم انتخابات کاملا مخالفم. تاکید می کنم که این حق مردم است که در انتخابات شرکت کنند و اگر ما از حقمان بگذریم نتیجه اش همین چهار سالی می شود که مردم با آن مواجه شده اند . اگر انتخابات را تحریم کنیم نمی توانیم از رئیس جمهوری آینده ، درخواستهایمان را مطرح کنیم”.

مسعود بهنود نیز در ادامه گفت :”من در این مورد با خانم کدیور مخالفم. به نظر من، هم کسانی که در انتخابات شرکت می کنند و هم کسانی که شرکت نمی کنند، آحاد این کشورند و باید بخواهند و خواسته های خود را مطرح کنند. اما در عین حال، ما طرفداران دمکراسی در ایران در اقلیتیم و اکثریت مردم ایران، در خواستن دمکراسی ، با ما شریک نیستند. پس ما باید حرکتمان را بر اساس یک اقلیت تنظیم کنیم”.

حسین باستانی هم در شرایط فعلی شرکت کردن در انتخابات را منطقی تر دانست و گفت در حالیکه تنها دو هفته به انتخابات مانده، پاسخ به شروطی که آقای سازگارا مطرح کرده است عملی بنظر نمی رسد.

فرخ نگهدار درباره تحریم یا شرکت در انتخابات گفت :”ما سی سال گشتیم و یافت می نشود راه دیگری”.

آقای نگهدار انتخابات را تنها راه مدنی و معقول برای تاثیر گذاری بر سرنوشت کشور دانست و گفت هزینه کم کردن مشروعیت نظام در چهار سال گذشته بسیار بالا بوده ، از جمله اینکه چهره ایران در سراسر جهان تخریب شد . آقای نگهدار همچنین گفت :” باید همه، عزم و اراده را جمع کنیم . برویم و رای بدهیم . هر چقدر متشکل تر و با برنامه رای بدهیم ، بیشتر به سمت دمکراسی حرکت خواهیم کرد

Published in: on May 28, 2009 at 1:20 pm  Leave a Comment  

یادداشت شیرین و خواندنی مخملباف در حمایت از میرحسین موسوی

محسن مخملباف، کارگردان نام آشنای کشورمان که فیلم‌هایش هنوز هم خاطرات و افتخارات بسیاری را برای ما زنده می‌کند و چند سالی است که در کشور فرانسه زندگی می کند در یادداشتی که در اختیار یاری قرار گرفت حمایت خود را ازمیرحسین موسوی اعلام کرد و به روایت افکار و
اندیشه‌های میرحسین موسوی پرداخت
.

به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این یادداشت با عنوان«صفر و صد یا کمی بهتر؟» بدین شرح است

:

1.یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.

در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که “اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم.”

من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه

.

2.منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.

آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.

در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.

آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد…مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.

من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.

3.می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد.

3.سمیرا فیلمی ساخته است به نام” اسب دو پا”قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.

در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.

4.برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به
یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.

کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است…

5.بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.

از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.

موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.

از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.

در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.

او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.

6..بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.

درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود.

7.در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.

اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.

اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی درساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش م
ی گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟

فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام ، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.

8.می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد ،در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم ، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟

مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.

وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.

چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟

آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.

انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.

از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیده‌اید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟

برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.

مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟

9.نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم ، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.

متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است ، مردم به اوباما رای می دهند ، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.

در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.

بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.

وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. ا
مروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.

برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.

این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.

در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.

مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است ، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند.آن ها رای می دهند.آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچگاه در سطح کلان سیاسی ، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران ، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است.و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود.در دوران قبل دختران آقای هاشمی بخصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. وخدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کن

د…

10.به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:” آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن.”

گفت:” خانوم من یک … ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن

.”

محسن مخملباف
Published in: on May 21, 2009 at 2:56 am  Leave a Comment  

جدیدترین غزلیات محمود احمدی نژاد

بسی رنج بردم در این چار سال /وطن را بکردم همه ریده مال/

محال است آبادی این سرزمین/به کردار ثابت نمودم من این

/اگر باردیگر کنید انتخاب/برینم بکلی به این انقلاب

( ازمحمودنامه)

Published in: on May 14, 2009 at 3:41 pm  Comments (1)  

دکتر شریعتی و میرحسین موسوی

نام مستعار میرحسین و همسرش

دکتر علی شریعتی قبل از یکی از سخنرانی هایش در حسینیه ارشاد از مخاطبانش خواست تا از نمایشگاه نقاشی یک زوج جوان در راهروهای حسینیه دیدن کنند.

زوجی که آینده آنها را درخشان توصیف کرد.

تابلوها نام حسین رهجو و زهرا رهنورد را برخود داشت . حالا پس از ۳۵ سال کمتر کسی می داند که نام واقعی زهرا رهنورد، زهره کاظمی و نام مستعار میر حسین موسوی حیسن رهجو است

طراحی و ساخت مجسمه میدان مادر تهران نیز از کارهای فوق العاده خانوم دکتر زهرا رهنورد همسر مهندس میرحسین موسوی میباشد

همچنین خانوم دکتر رهنورد 8 سال مشاور سیاسی آقای خاتمی در دولت اصلاحات بوده اند

Published in: on May 14, 2009 at 3:32 pm  Leave a Comment  

در پاسخ به اقدام تبلیغاتی میر حسین؛ احمدی نژاد، همسرش را در آغوش کشید!

پس از آن که میر حسین موسوی و همسرش در اقدامی تبلیغاتی دست در دست یکدیگر در دانشگاه تهران حضور یافتند آقا محمود ما هم به صرافت افتاد تا به اتفاق همسر مکرمه عکسی تبلیغاتی در این زمینه بگیرد که ماحصل آن عکسی می باشد که خبرگزاری فارس اقدام به انتشار آن نموده است.

عکسی از رییس جمهور و همسر محترمشان که پس از سفر استانی رییس جمهور به قزوین گرفته شده است.

Published in: on May 8, 2009 at 12:05 pm  Comments (3)