خشم روزنامه کیهان از مشارکت بی سابقه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

مطابق آخرين نتايج اعلام شده از انتخابات پرسروصداي آمريكا «باراك اوباما»، از حزب دموكرات بر رقيب جمهوري خواه خود پيروز شده است.
پيروزي اوباما بر مك كين حاوي نكات مهمي است كه بدون مقدمه به طرح آنها خواهيم پرداخت.
1- امروز كه اوباما بر مك كين چيره شده عده اي آب از دهانشان سرازير گشته؛ كه گويا ناجيان بشر و دوستداران حقيقي صلح و برادري و برابري بر اريكه قدرت نشسته اند و به قول يكي از رفقاي طناز «دست خدا از آستين ملت غيور آمريكا(!) بيرون آمد و بر تعرفه هاي اخذ رأي نام اوباما را نگاشت.»
براي تحليل صحيح واقعه انتخاب اوباما بايد ديد كه اصلا ما با چه كشوري مواجهيم؟ آيا ايالات متحده آمريكا آنچنان فريفته شعار پرزرق و برق دموكراسي است كه هر چهار سال يكبار مسير خود را مطابق راي توده ها تغيير دهد؟ آيا چنين تحليلي از آمريكا صحيح است؟ هرگز!
بدون ذره اي ترديد ملت آمريكا را بايد تابعي از يك لابي مقتدر سياسي پشت پرده تلقي كرد، ملتي كه آنچنان مسحور دستگاه پروپاگانداي سياسي- اقتصادي- فرهنگي اين لابي شده اند كه گويي اينان در وهم آزادي، بردگان مدرن اند! و آن لابي پشت پرده چيزي جز «صهيونيزم» نيست.
اين صهيونيست ها هستند كه در قالب هايي چون «ايپك» نبض سياستگذاري در ايالات متحده را در چنگ خويش دارند. با هاليوود براي اين ملت نگون بخت فرهنگ مي سازند؛ با كمپاني ها و تراستهاي متشكل از كلان سرمايه داران صهيونيست براي اين ملت نگون بخت اقتصاد مي سازند و با لابي هاي مقتدر سياسي براي اين بيچارگان سرخوش(!) سنا و كنگره و وايت هاوس و… برپا مي كنند!
مگر جز اين است؟! امروز چه كسي مي تواند باور كند كه به اندازه رطوبت سرسوزني امكان دارد فردي بدون وابستگي به آرمانهاي فاسد صهيونيسم رئيس جمهور آمريكا شود؟!
صهيونيزم، الهه و معبود كارگزاران سياسي ايالات متحده آمريكاست و اگر كسي فكر تمرد از منويات بتهاي معبد صهيونيسم را به مخيله خويش راه دهد از هستي ساقط خواهد شد.
امروز سياستمدار شدن در آمريكا مترادف با تا كمر خم شدن در برابر صهيونيسم است.
آمريكا شيطان بزرگ و شيطان مجسم است. لذا امكان ندارد در اين جولانگاه شيطان كسي جز بردگان شيطان به حكومت رسد… اگر آبي از دهان عده اي سرازير است يا از سر جهل ايشان است يا غفلت است يا خداي ناكرده نقشه اي در كار است.
2- اما، ظاهر ماجرا چيز ديگري را نشان مي دهد. اوباما، خود را اهل صلح و گفتگو و… مي خواند. طرفدار خروج نيروهاي نظامي آمريكا از عراق است. دم از گفتگو با ايران اسلامي مي زند. به ظاهر آدم آرامي است. راستي سياهپوست هم هست- كنايه از اينكه سمبل قومي است كه سالها در آمريكا مورد جفا قرار گرفته اند- در مقابل او، مك كين بود. فردي هوادار جنگ و چنگ و دندان نمايي براي ايران و تداوم اشغال عراق و افغانستان و… با تمام اوصاف فوق، آيا مك كين به تمنيات صهيونيستها نزديك تر بود يا اوباما؟ به عبارت اخري آرزوهاي صهيونيسم بين الملل با مك كين محقق مي شد يا اوباما؟
بسياري از سر سادگي اين روزها مك كين را مجسمه آرمانهاي صهيونيستها تلقي مي كنند و اتفاقا از همين روست كه خرسندند از آنكه كسي در آمريكا رأي آورده كه حداقل مثل كانديداي جمهوري خواه روش هاي وحشيانه صهيونيستها را در عرصه جهاني پيگيري نمي كند.
حقيقت ماجرا به گونه اي ديگر است. در اينجا خوب است اشاره اي به بخشهايي از كتاب شهريار اثر نيكولو ماكياولي نمايم تا حقيقت ماجرا روشن تر شود.
ماكياول پدر سياست در معناي مدرن است. سياست در معناي مدرن آن امري زميني تلقي شده و هدف از سياست ورزي صرفا دستيابي به قدرت با هر وسيله اي، براي نخستين بار در آراي ماكياول متجلي گشت. نظريه سياسي ماكياوليسم كه در كتاب «شهريار» مندرج است، قرنهاست كه سرلوحه عمل كارگزاران صهيون است.
ماكياول، فرمانرواي ايده آل را فردي با درندگي شير و ذكاوت روباه توصيف مي كند. «پرنس» بايد از سويي به وقت حفظ اركان قدرت همچون شير درنده توده هاي سركش را پاره پاره كند و از سويي دگر به وقت تثبيت پايه هاي قدرت خويش در افكار عمومي روبه صفتانه مانور «مدارا» و «صلح طلبي» و «همرنگي با توده ها» دهد. كه اگر به وقت درندگي شير درنده باشد و به وقت نفاق روبه منافق باشد، پايه هاي حكومتش- به زعم باطل ماكياول- همواره مستدام خواهد بود!
و اين همان نسخه اي است كه لابي صهيونيستي حاكم بر اركان سياسي ايالات متحده بدون ذره اي دخل و تصرف در طول تاريخ كوتاه اين كشور پرمدعا به كار برده.
بياييد تاريخ را تورق كنيم. پيش از جرج بوش، بيل كلينتون دموكرات 8 سال بر كاخ سفيد حاكم بود.
دموكراتها در بازي صهيونيستها جلوه روبه صفتي پرنس هستند. كلينتون با دشمن شماره يك صهيونيزم چگونه برخورد كرد؟ آيا او ايران را تهديد به حمله نظامي كرد؟ هرگز! او شير نبود، روباه بود! او بايد با ژست صلح طلبي و دموكراسي به جنگ دشمنان اربابش مي آمد.
از همين رو بود كه تحريم داماتو، ارتباط گيري جدي و آشكار با سياسيون غرب زده داخل ايران، تقويت كانالهاي ماهواره اي، تشديد فشارهاي حقوق بشري و… در دوره اين روباه دموكرات ايجاد شد. اما به فضل پروردگار انقلاب اسلامي ايران و دنياي جديد اسلام خواهي جهاني كه پاياني بود بر نقشه هاي شوم صهيونيزم بين الملل، بيدي نبود كه از بادهايي چون روبه صفتان دموكرات بلرزد. از اين رو، حاكمان اصلي ايالات متحده روي ديگر خود كه همان شير درنده و خونريز جمهوريخ
اه بود را پس از خيمه شب بازي انتخابات 2000 در قالب مترسكي به نام جرج واكر بوش نمايان كردند.
او دو جنگ خونين به راه انداخت. ابتدا افغانستان و سپس عراق، و همه عالم مي دانستند كه هدف از اين لشگركشي صدها ميليارد دلاري، نه افغانستان بود و نه عراق كه حقيقت ماجرا نمايش چنگ و دندان شير ماكياول به ايران بود.
كار به جايي رسيد كه شيران احمق جمهوري خواه در طول اين 8 سال اخير بارها ايران را تهديد به حمله مستقيم نظامي نمودند. اما باز هم به فضل پروردگار و عنايات صاحب اصلي اين انقلاب، شيري از پس روباهي ره به هزيمت سپرد و سرشكستگي از اين بالاتر براي او نبود كه رسما نامه التماس آميز براي گفتگو با ايران ارسال كند… اما امروز…
امروز، پس از گذشت 8 سال از حاكميت شيرهاي توخالي صهيونيسم و ناكامي سياستهاي وحشيانه و جنگ طلبانه جمهوري خواهان، عقلاي لابي مركزي صهيونيستها بدون ذره اي ترديد به اين نتيجه رسيده اند كه، دوران ياغي گري و ژست وحشيگري به پايان رسيده است.
دستاورد لشگركشي به عراق و افغانستان براي ايشان چيزي نبوده جز آنكه جهان امروز فهميده كه كشت خشخاش از 200 تن به 8200 تن در سال رسيده! طالبان آمريكايي با اربابانش معامله مي كند تا مردم بدبخت افغانستان را هم آمريكايي ها بكشند هم طالبان! در عراق هم دروغ بزرگ وجود سلاح كشتار جمعي پس از سالها حضور نظامي آمريكايي ها در اين كشور هر روز آشكارتر گشته، صداميان هم كه هنوز از مردم بيچاره عراق قرباني مي گيرند، البته در كنار و همراه با وحشيگري هاي خود آمريكايي ها! ثمره اين دو جنگ نه تنها افزايش اقتدار آمريكا در خاورميانه نبوده بلكه به اعتراف سردمداران دستگاه سياست خارجي آمريكا تنها افزايش ضربه پذيري آمريكا از ايران و فزوني اقتدار جهاني ايران بوده است.
پس امروز، دوران اداي شير درآوردن به سر آمده و گاه روبه صفتي است. ديگر قلدربازي معنا ندارد. امروز نوبت روبهان ماكياول است كه بار ديگر همان استراتژي افزون خواهانه پيشين را در زرورق شعارهاي عوامفريب پيچيده و به خورد حمقاي عالم دهند! امروز روز «مديريت» روباهان بر خونهاي به ناحق ريخته شده به دست شيران كه چه عرض كنم، گرگهاست!
امروز، به رغم آنكه مك كين در ظاهر با استراتژي كلان صهيونيسم سازگارتر است ولي اوباما با اتخاذ تاكتيكهاي ديكته شده از سوي اربابانش براي پروژه جهاني صهيونيسم «كارايي» بيشتري دارد. شاهد اين ادعا آن است كه 60 درصد پولي كه صهيونيستهاي آمريكا صرف اين انتخابات كرده اند در سبد اوباما ريخته شده. آيا اين عجيب نيست؟
صهيونيستها نااميدانه آخرين تلاشهاي خود را در اين انتخابات به كار بستند تا با رو كردن روباهي ديگر آرزوي حكومت بر جهان كه به بركت انقلاب اسلامي و به فضل پروردگار متعال 30 سال است بر باد فنا رفته را محقق كنند.
… اوباما، همان مك كين است، همانطور كه بوش همان الگور بود! اينها همه نوكران ارباباني ديگرند. ديروز ارباب خوش داشت بي پرده چهره حيواني حقيقي خويش را عيان كند. امروز فهميده كه چنگ زدن بي فايده است. بايد نيش زد! بايد روباه بود… بايد اوباما بود
آقای نویسنده کیهان
یعنی اینقد جاش می سوزه؟؟؟
Published in: on November 5, 2008 at 2:19 pm  Leave a Comment  

The URI to TrackBack this entry is: https://mrandishmand.wordpress.com/2008/11/05/%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%af%d8%b1/trackback/

RSS feed for comments on this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: