پاسخ طرفداران احمدی نژاد

ابراهيم بهشتي نامدار

آقاي حميد رسايي نماينده اصولگراي حامي دولت اخيراً در گفت وگويي تعريف جديدي از مديريت و کار اجرايي ارائه داده و بر همين اساس مدعي شده سيدمحمد خاتمي و ميرحسين موسوي مرد تصميم گيري هاي بزرگ نيستند.

رسايي گفته است «خاتمي انسان خوبي است اما به درد رياست جمهوري نمي خورد. کار اجرايي يعني ببر و تصميم بگير. قاطع باش و به پاي آن بايست. خاتمي مرد تصميم هاي بزرگ نيست اما وضع را برايش چنان مي کنند که کانديدا شود. خاتمي تصميم گير نيست.» وي در ادامه درباره مهندس موسوي هم گفته است «اصلاً ايشان هم مرد کارهاي بزرگ نيست.»

1 – قضاوت درباره اينکه خاتمي مرد کارهاي بزرگ هست يا نيست، قاعدتاً بايد به خود مردم واگذار شود. اگر ايشان کانديدا شد آن گاه خود مردم مشخص خواهند کرد وي را مرد کارهاي بزرگ مي دانند يا نه. اما گويا جناب رسايي فراموش کرده اند خاتمي دو دوره رئيس جمهور بوده و با رايي بي سابقه از طرف مردم انتخاب شده است. گيرم که به زعم همفکران رسايي مردم در انتخابات رياست جمهوري سال 76 شناخت کافي از وي نداشتند و راي اصطلاحاً توده يي و احساسي به وي دادند، اما چهار سال بعد که همه رسانه ها و تريبون هاي شنيداري و ديداري و مکتوب جناح راست هم و غم خود را بر آگاهاندن مردم گذاشته بودند، که به اشتباه خود در دوم خرداد 76 پي ببرند، چرا باز دوباره خاتمي رايي بيشتر آورد؟ ظاهراً در تحليل هاي امثال جناب رسايي تنها چيزي که محلي از اعراب ندارد، درک مردم است و اينکه مردم هستند که تعيين مي کنند چه کساني ظرفيت و پتانسيل لازم براي کارهاي بزرگ را دارند.

2 – گذشته از اين به نظر مي رسد اين سخن رسايي درباره خاتمي بيش از آنکه يک تحليل باشد بيشتر يک خواسته قلبي و آرزو است. به تعبيري اگر آقاي خاتمي نصيحت ناصحانه دوستان و همفکران رسايي را آويزه گوش مي کردند و سخني از انتخابات نمي زدند و اساساً بعد از پايان دوره رياست جمهوري شان گوشه گيري اختيار مي کردند، قطعاً مرد کارهاي بزرگ بودند و اتفاقاً اين روزها که مصادف است با سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و به اين مناسبت، چه بسا سيدمحمد خاتمي هم به عنوان رئيس جمهور سابق اين توفيق را مي يافت که او هم چند دقيقه يي از خاطرات انقلابي گري اش تعريف کند. به هر روي قرائن و شواهد اين روزهاي حاکم بر اصولگرايان و به خصوص حاميان دولت، بيانگر آن است که مراد جناب رسايي و دوستان ايشان از اين همه توصيف هاي متعدد که از خاتمي مي کنند يک معنا است؛ آقاي خاتمي کانديدا نشويد. هرچند در ظاهر از تفاوت 8- 7 ميليوني راي احمدي نژاد با وي مطمئن باشند،

3 – اما شگفت آورتر از اين، اينکه آقاي رسايي، ميرحسين موسوي را هم همانند خاتمي مرد کارهاي بزرگ ندانسته و گفته اصلاً ايشان هم مرد کارهاي بزرگ نيست، ظاهراً آقاي رسايي آنقدر سرگرم

رتق و فتق امور انتخاباتي رئيس جمهور هستند که فرصت اين را پيدا نمي کنند که حتي به مفهوم سخنان خود نيز فکر کنند. اداره کشور در شرايط ويژه دفاع مقدس و جنگ تحميلي به مدت هشت سال، اگر به زعم حاميان دولت کار بزرگي نيست، حمايت بنيانگذار کبير جمهوري اسلامي از دولت مهندس موسوي اگر به مفهوم کارداني و شايستگي ايشان نبوده، چه مفهومي مي تواند داشته باشد؟

چگونگي بيان برخي ويژگي هاي دولت از زبان رهبر معظم انقلاب از طرف امثال آقاي رسايي نشانه حمايت خاص از دولت و کارآمدي دولت و شايستگي رئيس آن است، اما حمايت حضرت امام (ره) از دولت مهندس موسوي هيچ مفهومي نداشته است؟ اگر سخنان رسايي درباره خاتمي را بتوان به حساب شگردهاي تبليغاتي و انتخاباتي گذاشت، اظهار نظر وي درباره ميرحسين موسوي از آن جهت که نادرست بودن آن براي بسياري از اصولگرايان هم بديهي به نظر مي رسد، معلوم نيست که بايد به چه حسابي گذاشته شود.

4 – و اما کارهاي بزرگ آقاي احمدي نژاد که قاعدتاً باعث شده رسايي و همفکران آن براي پيروزي مجدد وي تلاش خارج از توان کنند و اميدوار باشند که مردم هم به مانند آنها فکر کنند و دچار اشتباه نشوند.

به زعم آقاي رسايي، احمدي نژاد مصداق اين جمله هستند که کار اجرايي (به تبع آن مدير اجرايي) يعني ببر و تصميم بگير. قاطع باش و به پاي آن بايست. ببر و تصميم بگير مثل اينکه يک مدير اجرايي در سطوح عالي، شب در يک برنامه زنده اعلام کند تورم سير نزولي يافته، اما صبح مديران و مجموعه هاي زير نظرش بر اساس آمار و ارقام اعلام کنند نرخ تورم افزايش يافته است. يعني اينکه رئيس جمهور در راستاي مبارزه با مافيا بر اساس گزارش محافل نزديک به خود، مديران مجموعه يي را متهم و بلافاصله برخورد و برکنار کند، ولي به فاصله چند روز مشخص شود گزارش ها اشتباه بوده است.

قاطع باش و به پاي آن بايست، يعني اينکه رئيس جمهور بدون توجه به عکس ها، خبرها و بنرهاي تبليغاتي دوران تبليغات انتخابات، شعار آوردن پول نفت بر سر سفره ها را منکر شود. يعني دم از کابينه 70 ميليوني بزند و بعد در چينش کابينه به گونه يي عمل کند که نه تنها صداي هم طيفان خود را درآورد، بلکه خود نيز مجبور شود بارها اقدام به برکناري
و جابه جايي وزرا کند. جناب رسايي راست مي گويد کدام مدير اجرايي در سطح رياست دولت تاکنون توانسته در طول سه سال کابينه خود را به مرز راي اعتماد مجدد برساند؟

مرد تصميم هاي بزرگ بودن يعني اينکه نمايندگان و کارشناسان بگويند پرداخت نقدي يارانه ها تورم غيرقابل کنترلي را به دنبال خواهد داشت. بگويند آزادسازي يکباره قيمت حامل هاي انرژي تاثير غيرقابل کنترلي خواهد داشت، و باز همچنان دولت اصرار کند که قبل از انتخابات رياست جمهوري حتماً يارانه نقدي به دست مردم برسد.

يعني انسان قلم به دست بگيرد و در اقدامي بي نظير از در نصيحت به رئيس جمهور امريکا درآيد و هيچ اهميتي ندهد که آيا به نامه وي که به عنوان نماينده ملت ايران مي نويسد، پاسخي داده خواهد شد يا نه و باز هنوز پاسخ نامه اول نيامده نامه بعدي به مقصد آلمان فرستاده شود، و در نهايت هيچ جوابي هم دريافت نشود.

مرد تصميم هاي بزرگ بودن و قاطع بودن يعني اينکه به فاصله سه سال تورم 12 درصدي را به 26 درصد رساندن. يعني در کمتر از دو سال سه قطعنامه (به زعم رئيس جمهور کاغذپاره) از طرف شوراي امنيت سازمان ملل عليه کشور صادر شود و از يک طرف بگوييم اين قطعنامه ها هيچ تاثيري در کشور ندارد و از سوي ديگر در توجيه برخي ضعف ها و کمبودها بگوييم تقصير از غربي هاست که تجهيزات لازم را به ما نمي دهند.

در همين راستا ديپلماسي موفق و ابتکاري دولت نهم در اوايل آغاز به کار «ديپلماسي نگاه به شرق» نيز يعني اينکه هر چه به شرق نگاه مي کني هيچ توفيري بين شرقي ها با غربي ها نمي بيني، انتظار اينکه اين هم پيمانان شرقي در زمان راي گيري شوراي امنيت حداقل راي ممتنع بدهند هم خيال باطلي است اما همين هم يعني موفقيت.

و باز قاطعيت و اعتماد به نفس يعني اينکه رئيس جمهور اعلام کند بيش از 50 کشور عضو کنفرانس اسلامي و 70 کشور عضو «نم» و… از ايران حمايت مي کنند و تنها چند کشور غربي عليه ايران هستند، اما هنگام انتخاب اعضاي شوراي از بين اين کشورهاي که حامي ايران هستند تنها 35 راي به نفع ايران انداخته مي شود،

5 – از اين دست کارهاي بزرگ در دولت نهم بسيار است که رديف کردن آنها از توان اين نوشته خارج است. براي نمونه آخر به اين سخن محمدرضا باهنر فقط بسنده مي کنيم که«در عرصه اقتصادي در سه سالي که از برنامه چشم انداز 20 ساله نظام گذشته، به اندازه سه بيستم جلو نرفته ايم.»

اينکه نزديکان و طرفداران احمدي نژاد مي خواهند وي براي بار دوم رئيس جمهور شود و در ادامه اولين بودن هاي وي، اولين رئيس جمهور يک دوره يي نباشد، امري است طبيعي و قابل دفاع اما اين پسنديده نيست که کمبودها و نقص ها و عملکرد ضعيف خود را با تخريب و نسبت دادن صفاتي غيرواقعي به رقيبان بپوشانند. 22 خرداد سال آتي مشخص خواهد شد در يک انتخابات آزاد مردم چه کسي را واجد صلاحيت براي انجام کارهاي بزرگ مي دانند.

Published in: on February 11, 2009 at 1:19 am  Leave a Comment  

The URI to TrackBack this entry is: https://mrandishmand.wordpress.com/2009/02/11/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%b7%d8%b1%d9%81%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/trackback/

RSS feed for comments on this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: